تبليغاتX
•●Love with You●•

•●Love with You●•

خط خطی های دل من ( امیر رضا )

دلم سوخت...

دلم سوخت و نفهمید کسی

دریای اشکم سرازیر شد وندید کسی

هق هق هر شبم را نشنید کسی

سکوت معنا دارم را ،نگاههای عجیبم را، افکار مغشوشم را،

دل تنگی های ابدی ام را،حضور بی روحم را...

نفهمید کسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/14ساعت 3:0  توسط امیر رضا  | 

هیچ وقت چیزتو پیش کس دیگه ای دراز نکن!!!

سلام رفقا خوبین؟؟

اومدم یه خبری رو بهتون بدم

من دارم می رم دیگه درسا داره شروع می شه

دهنه ما هم سرویس می شه این آخرین آپمه:::

 

هيچ می دونين اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به

 جاش از كلمه ى "چيز" استفاده می كرديم روزانه چه

جمله هايی می شنيديم؟... زياد به مختون فشار نيارين! خودم مثال می زنم...


توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز

 می توان اجسام را بلند كرد! بعضی از چيزها مو دارند و

برخی ديگر بی مو هستند! ولی كف چيز مو ندارد!

هيچوقت چيز خود را توی سوراخ نكنيد! چون ممكن است

 جانوران نوك چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل از غذا چيز

 خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز كثيف غذا

نخوريد! ..... خانمها هميشه دوست دارند به چيز خود لاك و

 كرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيز خوب است!

آدم وقتی سردش می شود چيزش را روی بخاری يا زير بغل می گيرد!

در كتاب تاريخ می نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان

 لشكر كشی كرد و چيز اجانب را كوتاه نمود! ..... مردم

توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چيز ما نمك نداره! به هر كسی خوبی كرديم جوابش بدی بود! از قديم می گفتند

 با هر چيز بدی با همون چيز پس می گيری! ..... پدری به

 پسرش درس ادب می داد: پسرم هيچوقت پيش مردم

 چيزتو دراز نكن! ..... توی بيمارستانها آدمهايی رو می ديديم

 كه چيزشون توی تصادف قطع شده و مجبور بودند تا آخر

عمر از چيز مصنوعی استفاده كنند! ..... دزدهای مسلح

 موقع زدن بانك می گفتند: چيزها بالا! چيزهاتون رو بذارين

پشت سرتون! اگه كسی چيزش به زنگ خطر بخوره

چيزشو می شكنيم! و رييس بانك به پليس می گفت:

چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر می گشتند!

هر روز در اخبار می شنيديم كه: اينبار چيز استكبار جهانی از آستين فلانی بيرون آمده!


و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز

 من با دختر خانمی آشنا شدم... او چيزش رو دراز كرد و

من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چيز گرم و

لطيفی داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما

 از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو توی اتوبوس

ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من

 خوشحال شد و گرم صحبت شديم... اتوبوس خيلی تند

می رفت و من برای اينكه اون نيفته چيزم رو گذاشتم

پشتش! از اين كار من خوشش اومد و تشكر كرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من چيزم رو براش تكون دادم!

امروز هم توی كافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز

نشستيم... فضای اونجا خيلی تيره و تار بود... من چيزمو

 گذاشتم روی چيزش و گفتم: چقدر چيز شما كوچيك و

نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن

قهوه بيرون اومديم... چيزامون توی چيز همديگه توی

خيابون راه می رفتيم و مردم هم ما رو نگاه می كردند!

اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من

 هم چيزشو فشار دادم!

ازش دور شدم و از دور چیزمو واسش تکون دادم... هوا

خيلی سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! برای همين چيزمو گذاشتم توی جيبم!


تجسم بقيه ى متن رو ميذارم به عهده ى خودتون!

خدا حافظ دوستانم همیشه دوستتان دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 2:31  توسط امیر رضا  | 

*LOVE*

سلام خوبین؟؟؟ چه خبرا؟؟؟ خوش میگذره؟؟؟

امروز می خوام براتون چند تا عکس بزارم مطلبام ته کشیده!!!

*امید وارم که خوشتون امده باشه*

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 19:33  توسط امیر رضا 

فرهنگ لغات طنز .

 ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد.


ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند


الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را


اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند


ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند


زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال


بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند


بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر


چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند


خسيس : كسي كه وقتي خانه‌اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود


خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت


دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود


دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود


رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است


سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست


سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند


عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد


سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش او را مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود


سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود


مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند


معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود


موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند


هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/12ساعت 18:27  توسط امیر رضا 

عشق....

       

عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي


 

عشق يعني شب نخفتن تا سحر


 

عشق يعني سجده ها با چشم تر


 

عشق يعني سر به دار آويختن


 

عشق يعني اشک حسرت ريختن


 

عشق يعني در جهان رسوا شدن


 

عشق يعني مست و بي پروا شدن


 

عشق يعني سوختن يا ساختن


 

عشق يعني زندگي را باختن


 

عشق يعني انتظار و انتظار


 

عشق يعني هرچه بيني عکس يار


 

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق یعنی...

                                   


                                                                  

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/06ساعت 1:55  توسط امیر رضا 

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم

بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین آرزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 23:47  توسط امیر رضا 

برایت مینویسم.

برای تو می نویسم

که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم

 تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم

آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم

           و به شوق تو اشک می شدم

و بر صورت مه آلودت می لغزیدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 20:14  توسط امیر رضا 

مطالب عاشقونه!

وقتي که بارون مياد                                            

برو زير بارون


هرچقد که تونستي قطره هاي بارون رو جمع کني . همونقدر دوستم داري
و هر چقدر که نتونستي جمع کني . بدون همونقدر من تو رو دوست دارم

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه

 ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥  

آغاز کسي باش که پايان تو باشد

                          تقدیم به سحر گلم

                                      

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت 17:16  توسط امیر رضا 

عشق یعنی؟؟؟؟؟

عشق یعنی حسرتی در جان من


عشق یعنی حرفهای پیش و پس
عشق یعنی ظلم بی رحمانه بس

                                   



عشق یعنی دستهای گرم تو
عشق یعنی هرچه دارم سهم تو

                                         

عشق یعنی بی قراریهای من
عشق یعنی هر گناهی پای من



عشق یعنی آرزوی دیدنت
عشق یعنی فرصت بوسیدنت


عشق یعنی با دلم بازی نکن
عشق یعنی قصه پردازی نکن


عشق یعنی این جدایی ساده نیست
عشق یعنی درد من درد بدی ست

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/24ساعت 0:59  توسط امیر رضا 

کلک عشق!!!

کاش كه اون روز ميدونستم همه كارات كلكه

بايد از نگام ميخوندي عشق من برات تكه

خيلي ها ازم ميپرسن چرا از غم ميخونم

ميخونم همه بدونن عشقا دودوزو كلكه

اگه پرواز دل من روي يه خط غمه

اگه طول خط عمرم پر از پيچ و خمه

بايد از جـــاده ي غم يه درس عبرت بگيرم

توي اين راه بمونم عشقمو پس بگيرم

بازي نكن با ل من ، دل من بازيچه نيست

ديگه بس كن بي حيا ، نفست هميشه نيست

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 12:24  توسط امیر رضا 

تغییر!!!!!!

سلام بچه ها خوبین خانم بچه ها خوبن

راستی داشت یادم میرفت

نظرتون در مورد تغییر در نوشتار ی

که کردم خوب شده؟؟یا نه؟؟؟؟

 

حالا نظرتون در مورده تغییر قالب چیه؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 0:42  توسط امیر رضا  | 

بوسه

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی عشق در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی اتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه یعنی اغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 0:27  توسط امیر رضا 

تولد آتنا مبارک

سلام بچه ها خوبین

                                              امروز تولد  خواهرمه

تولد تولد تولدش مبارک

به افتخارش ...

                                        حالا وقته چیه؟؟؟؟؟؟رقص

بیا وسط دست دست

شما نمی خواین تبریک بگین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت 15:51  توسط امیر رضا  | 

 

بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

خسته شدم مي خواهم در آغوش بگیرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

مهم اين نيست که قطره باشي يا اقيانوس، مهم اين است که آسمان در تو منعکس شود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت 0:41  توسط امیر رضا 

آنچه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي آنچه را که دوست نداري تحمل کني . هميشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمي کند حتي اگر تو او را فراموش کرده باشي

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥  ♥ ♥ ♥

نگاهت را به کسي بدوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥  ♥ ♥ ♥

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بازيا از چشمت جاري ميشه

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥  ♥ ♥ ♥

خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروي. دو تا دست داد تا نگه داري. دو گوش براي شنيدن و دو چشم براي ديدن داد ولي چرا فقط يک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس ديگري داد تا تو آن را پيدا کني


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/18ساعت 0:17  توسط امیر رضا 

برای تنها گل کویرم

 

*تقدیم به مادر وپدر عزیزم  همیشه دوستتان دارم          

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 3:8  توسط امیر رضا 

خنده

میدونی صفای ما پا برهنه ها چیه؟
اینکه ریگی به کفشمون نیست

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

شبا همش به چت خونه ميرم من...سراغه اف و اف خوندن ميرم من...تو اين چت خونه ها خسته ی دردم...به دنباله پس و اي ديم ميگردم...پسم گم شده پيداش ميکنم من...اگه کاره توه واي به حالت...رسوات ميکنم من...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

tittiiiish........tiiiiiiish.....di di did idn din din din......di di d din din din.....diiiii did din din din.....di di di din din din...di di (han natonesti bekhoni?....ahange footballista bood dige!!!)

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بچه تخسه ميره پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟ معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، جلوگيري ميكنيم

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تورکه داشته تو دريا غرق مي شده هر بار كه مي رفته پايين اب مي خورده و ميومده بالا مي گفته : سلام بر لب تشنه ي حسين

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 22:3  توسط امیر رضا 

هم نشینم...........ماه

تمام کار شب و روز من تجسم توست

که نبض صحبت قلبم فقط تکلم توست

به یاد چشم تو هر شب به ماه می نگرم

که ماه نقطه ای اندر سیاه مردم توست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 21:28  توسط امیر رضا 

عشق از نگاه کودکان

عشق از نگاه کودکان

از زمانی که مادر بزرگم دچار آرتروزشد,دیگر

نمی توانست خم شود ناخن های پایش را لاک

بزند,از آن به بعد,همیشه پدر بزرگم این کار

را برای او انجام میداد.حتی تا وقتی که

دست های خودش هم آرتروز شد

این عشق است

وقتی کسی شما را عاشقانه دوست می دارد,شیوه

بیان اسم شما در صدای او متفاوت استو تو

می دانی که نامت در لبهای او ایمن است

عشق یعنی هنگامی که برای خوردن غذا با

کسی بیرون می روی وبیشتر چیپس خود را

به او میدهی بدون آنکه توقع متقابلی داشته باشی

عشق آن چیزی است که در اوج خستگی,لبخند را به لبانت می آورد

                  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

عشق یعنی آن زمانی که مامان برای بابا قهوه درست میکند

و برای اطمینان از خوبیه طعمشکمی از آن را می نوشد

                        

عشق آن زمانی است که شخصی می گویی ازلباسش خوشت

آمده و او از آن پس,هر روز آن را می پوشد!!

عشق یعنی آن زمانی که مامان بهترین تکه ی مرغ را برای بابا می گذارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/07ساعت 0:58  توسط امیر رضا 

چه کنم؟؟؟

من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/06ساعت 1:41  توسط امیر رضا